پری ناز

پری ناز جان تا این لحظه 6 سال و 11 ماه و 8 روز سن دارد

پری ناز زیباترین هدیه خدا به مامان وبابا


پریناز و تولد 2سالگی....

سلام به دوستای گلم و کوچولوهای نازنینشون:

دلم حسابی واسه همتون تنگ شده بود، ببخشید که انقددیر اومدیم ولی اینو بدونین تو این 1 ماه نبودنمون به همه کوچولوهاتون سر زدم،ولی اگه نظری نذاشتم به بزرگی خودتون ببخشید.

واسه پست جدید پرینازهم اول منتظر عکسای آتلیه بودم که هنوزهم به دستم نرسیده،ولی به خاطر دوستای گلم چندتا از عکسهای تولدشو واستون گذاشتم.

مرسی ازهمه دوستانی که مارو فراموش نکردن و همیشه به یاد ما هستن....

هزارماشالا پریناز شیطون ما حسابی خانوم شده،تو این ماه رمضون هم که اکثر شبها تا سحر بیداربود و سحری رو با مامان و بابا می خورد وروجک ...سحرهم زنگ می زد خونه ما و میگفت پاشین چایی بخورین و کلی شیرین زبونی دیگه.....یکی نیس بگه وروجک تا این موقع شب چه جوری بیدار موندی....

2هفته مونده به 2سالگی پرینازخانوم با شیر مادر خداحافظی کردن،خداروشکرخیلی زود فراموش کرد و اصلا مامانو اذیت نکرد.

از پوشک هم که یادم رفته بود قبلا بگم هفته اول نوروز 93 گرفته شد و شکر خدا تو این مورد هم اصلا مامانو رو اذیت نکرد......هزارماشالا واسه خودش خانومی شده...

حالا برم سراغ تولد2سالگی که یه جشن کوچولو با دایی و خاله وعمو وعمه و مامان جونا و باباجونا گرفتیم وحسابی وروجک ما شیطونی کرد و کلی هم مارو خجالت زده کرد.....

میدونین چرا؟ اگه عکسارو ببینین خودتون متوجه میشین..وروجک دم درخونه کادو رو میگرفت و هنوز جشن شروع نشده کادو رو باز میکرد

اینم یه کنجکاوی و شیطونی دیگه و یک لحظه غفلت ما و.....خلاصه دستبرد به دمبه ببعی..

 

حالا بریم سراغ شیرین زبونیاش که حسابی واسه همه خودشو شیرین میکنه

به مامان وبابا میگه مامان عزیزم ،بابای عزیزم مخصوصا وقتیکار داره شیطون بلا

وقتی با باباجون ومامان جون صحبت میکنه با کلی احترام حرفشو میزنه و با شیرین زبونیاش خودشو لوس میکنه و در نهایت  چیزیرو که میخاد ازشون میگیره

عاشق شبکه پویا و برنامه های کودکه

هرکسی رو ببینه گوشی دستشه ازش میپرسه:تو گوشیت بازی ندالی؟عاشق بازی angry birdوپو هستش

تا حالا دو تا شعرو کامل یادگرفته و بدون کمک خودش میخونه:عمو زنجیر باف وشعر اقا پلیسه

عاشق بستنی مخصوصا بستنی قیفی

و کلی کارها وشیرین کاری های دیگه ..........

 

 

 

                                     پری ناز جونم تورو تا بی نهایت دوست دارم

 

 

 


تاریخ : 06 مرداد 1393 - 23:05 | توسط : عمه جون | بازدید : 1448 | موضوع : وبلاگ | 37 نظر

چندروز مانده به 2سالگی

سلام به گل قشنگم و دوستای مهربونم:

اول از همه باید به خاظر این تاخیر منو ببخشید خیلی سرم شلوغ بود،سعی میکنم از این به بعد زودتر پست بذارم

خوب بدون هیچ حرفی میرم سراغ عکسای این 2هفته ای که نبودیم

قبل از این ازهمه دوستانی که تولد پرینازو تبریک گفتن تشکر میکنم.در این 4روز مانده به تولد گل پری من هزار ماشالله دیگه دوهفته ای میشه که جمله میگه.خیلی دوست داشتنی هستنی شیرین زبون من

 

اینم درخت شاه توت خونه باباجون

 

جمعه روز تولد امام زمان قسمت شدرفتیم مشهد وساعت 5:30 صبح رفتیم حرم امام رضا،نائب الزیاره همتون بودیم

 

 

ازشروع نفسهای حضرت آدم تا پایان نفسهای آخرین آدم دوستت دارم


تاریخ : 29 خرداد 1393 - 03:48 | توسط : عمه جون | بازدید : 1278 | موضوع : وبلاگ | 30 نظر

پری ناز و عکسهای متفرقه.....

سلام به تموم دوستای گل و نازنینم

اول از همه باید از همگیتون تشکر ویژه کنم که تو این مدت که نبودیم،جویای احوالمون بودین و ما رو کلی شرمنده خودتون کردین.ببخشید اگه نتونستم بهتون سر بزنم.دراسرع وقت خونه همتون میام و به کوچولوهای خوشگلتون سر میزنم

حالا بریم سراغ وروجک شیطون خونه:

همونطور که روزها سپری میشه و کم کم با اومدن تابستون پریناز 2ساله میشه،روز به روز شیرین زبونیاش بیشتر میشه و مثل طوطی همه چیرو تکرارمیکنه

هزارماشالا واسه خودش خانوم شده،دختر مهربون و حرف گوش کن(فقط بعضی وقتها یکمی لجبازی میکنه که خودش اروم میشه)

هزار ماشالا باهوشه (که البته همه بچه های این نسل همشون ماشالا زبر و زرنگن) : کاربرد کلماتو خوب بلده

حسابی هم واسه همه خودشو لوس میکنه مخصوصا باباجون،پدرجون،باباعلی و عمو همش اسمشونو تکرارمیکنه.قربون تو و این همه نازکردنت بشم

خلاصه دیگه زیاد حرف نمیزنم و میرم سراغ عکسهای پریه نازمون:

اینجا رفتیم پارک و شما هم بعد از بازی به قول خودت مشغول دبزی جمع کردنی

بعد رفتی سراغ پسربچه هاکه داشتن فوتبال بازی میکردن و توپشونو گرفتی یه گلم زدی

واخر سر هم گیر دادی برم وضو بگیرم

و نهایتا عکسای متفاوت و جامانده از این چند وقت

واینم یه عکس کاملا متفاوت که نمیدونم درحین عکس گرفتن چه جوری خودشو این شکلی کرده

باور کن!
هیچ ستاره ای قبل از آسمان متولد نشده
نخ بادبادک نگاهت را پایین بیاور ...
به من نگاه کن
من اندازه ی همین آسمان برهنه دوستت دارم

...و.....و ....شاید كمی بیشتر از آن


تاریخ : 08 خرداد 1393 - 15:40 | توسط : عمه جون | بازدید : 1446 | موضوع : وبلاگ | 46 نظر

پدرعزیزم روزت مبارک...

گفتند “پدرت ” را در یک جمله توصیف کن
هرچه فکر کردم نتوانستم .
نوشتن خوبی هایت جمله ای نیست
دفتر هزار برگ میخواهد .
فقط در یک جمله گفتم
” خدارا شکر که دارمت ”

 

بهترین پدر دنیا:

 

با یک دنیا شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم و پیشانی بر خاک می گذارم
و خداوند را شکر می کنم که فرزند انسان بزرگ و وارسته ای چون شما هستم .
پدر عزیزم عاشقانه دوستت دارم و دستانت را میبوسم . . .

روز پدر رو به تمام باباهای مهربون و مخصوصا تمام باباهای نی نی پیجی تبریک میگم.

امیدوارم سایه پرمهرتون همیشه بالای سر کوچولوهای نازتون باشه


تاریخ : 23 اردیبهشت 1393 - 04:48 | توسط : عمه جون | بازدید : 1263 | موضوع : وبلاگ | 29 نظر

شیرینی خونه ما....

سلام به دوستای گلم و کوچولوهای نازشون

بالاخره بعد یه مدت اومدیم البته با عکسای داغ داغ.....بدون هیچ حرفی میریم سراغ اصل مطلب

اول ازهمه میرم سراغ شیرین زبونیا و فرهنگ لغت جدید پریناز با ترجمه روانsmile смайлики смайлы

سس: تُس شیرینی: شِرنی پنیر:ننیر علی:علی زهرا: یَیا هادی:هَدی باباجون:باباج پدرجون:؟؟؟؟(دقیق نمیفهمیم چی میگه ولی منظورشو میرسونه) غذا:ادا پارک:پاک شنگول: دنگول دلستر:دِدِر سبزی:دَ دی وخیلی از کلمات دیگه که الان یادم نیست ولی شکر خدا تمام کلماتو تکرارمیکنیsmile смайлики смайлы

 

پرینازجونم هرروز که میگذره خانومترمیشی:

تو پهن کردن وجمع کردن سفره کمک میکنی.

نمازمیخونی تسبیح رو برمیداری و واسه خودت ذکرمیگی و دستاتو میبری بالا دعا میکنی

البته اینجا خیلی وول میخوردی عکست تارشد ولی من خیلی دوسش دارم

از دلسوزی و مهربونیت بگم که فرقی واست نمیکنه هرچی داری باید به همه تعارف کنی و اونا هم حتما باید بخورن وگرنه گریه میکنی

این دلسوزیت و مهربونیتم تو جاهای دیگه هم دیدم مثلا یه روز داشتیم کارتهای صدافرینو باهات کارمیکردیم که تا به کارت دکتر رسیدیم که دکتر داشت پسربچه رو معاینه میکرد دیدم شروع کردی باصدای دلسوزانه گفتی نی نی ،نی نی.قربون این همه مهربونیت بشم

عاشق اتو کشیدنی.روسری و شال و لباسای عروسکتو میاری اتو میکنیsmile смайлики смайлы

بعضی وقتها یه کارهایی میکنی که دوست داره ادم همونجا درسته قورتت بده

خوب حالا میرم سراغ عکسات که رفتیم پارک و....smile смайлики смайлы

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت،

نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو !

« دوستم داری » ؟ را از من بسیار بپرس !

« دوستت دارم » را با من بسیار بگو !


تاریخ : 09 اردیبهشت 1393 - 03:46 | توسط : عمه جون | بازدید : 1360 | موضوع : وبلاگ | 41 نظر

روزهای بی تو بودن.....

تاریک شد هوا وتو رفتی به شهر نور

بی درد و ترس کردی از این زندگی عبور

از ان زمان که فاصله افتاد بین ما

هرشب به یاد قبل میکنم تورا مرور

یک چهره داشتی پراز احساس های ناب

یک قلب مطمئن پراز ایمان و عشق و شور

دستی که از لطافت بسیار پینه داشت

عمری پراز شرافت و از کینه ها به دور

رفتی اگرچه از نظر چشم ما ولی

از یاد ما نمی رود ان چشمه ی صبور

گفتی نمی دهد به کسی مهلتی اجل

خوابیده این شتر در هرخانه ای به زور


دخترم،عمرم، همه زندگی ام:

من،آموختم زمان برای دوست داشتن اندک است اما چه سود...تو نیز زود بیاموز

روزگارغریبی است آدمها فکرمیکنند اونهایی که دوست داریم همیشه میخوان کنارمون بمونند، هشت روزه که دیگه نمیتونم کسی رو به اسم بابابزرگ صداکنم،8سال پیش موقعی که کسی نبود تا مامان بزرگ صداش کنم دلم به هوای تو خوش بود بابابزرگ..اما حالا

تنها نام وخاطراتتون رو در دل دارم نه در دنیا....

پدربزرگم تو یادگار روزهایی هستی که نه فراموش می شوند ونه تکرار

روحتان شاد و یادتان گرامی....




تاریخ : 06 اردیبهشت 1393 - 03:27 | توسط : عمه جون | بازدید : 915 | موضوع : وبلاگ | 12 نظر

از عطر نگاه باغ ها دانستم نام دگر بهار ، لبخند خداست ...

سلام به همه دوستای گل و دوست داشتنی:

تعطیلات عیدم تموم شد و خداروشکرمثل هرسال پرازخاطرات شیرین بود.12 فروردین هوا افتابی بود و پری نازم گیردادکه جیک جیکو ببریم تو حیاط وماهم که مثل همیشه گوش به فرمان،جیک جیکو بردیم حیاطو حسابی شیطنت کرد البته به جوجه دست نمیزنه.فقط یا این دنبال اونه یا اون دنبال پری ناز.........خوب برم سراغ عکسها

 

اینم خود جیک جیک

حالا میرم سراغ 13ام وبازهم هوای خوب و رفتن به دل طبیعت و کوه......

اینجاهم که داری تنهایی میری کوهنوردی

و تو این عکسم که افتاب تو چشته و.......

و14ام هم رفتیم کوهسرخ خونه یکی از اقوام ،که یه جای خوش آب وهوا و سرسبزه ولی متاسفانه بارندگی شدید شد ونتونستیم عکس بیرون بگیریم فقط یه نمای کلی از منطقه گرفتیم

و تنها عکسی که تونستیم تو مسیر راه و کنار یه چشمه بگیریم.پرینازانقد ذوق زده شده بود که نمیدونست چه جوری بهمون بگه آبه.....مامان اب، بابا اب، عمه عمه آب

دلبندم:

بهار آمد تا بگوید :

حتی اگر نمی شود که همیشه سبز ماند ،

ولی می توان دوباره و دوباره و دوباره ،

سبز و پر شکوفه و پر از جوانه شد ...


تاریخ : 16 فروردین 1393 - 22:51 | توسط : عمه جون | بازدید : 1637 | موضوع : وبلاگ | 56 نظر

نوروز93

سلام دوستای گلم

اول از همه سال نو رو به همگی تبریک میگم و براتون سالی پراز شادی و برکت و سلامتی آرزو میکنم.

حُووووووووووووب  برم سراغ دومین نوروزی که کنار بابایی و مامانی هستم.لحظه سال تحویل کنار سفره هفت سین نشستم و بعد کلی دعاکردن و بعدم قسمت خوبش عیدی گرفتن از مامان وبابا، رفتم خونه باباجون

اینجاهم عیدی رو از باباجونم گرفتم و بعد کلی شیطنت همراه با لوس کردن رفتم خونه پدرجون و بازهم عیددددددددددددددییییییییییی هوووووووووووورا

 

خلاصه که این هفته همش رفتم مهمونی و کلی هم شیطنت  وبازی

راستی تا یادم نرفته بگم مامانم دوتا جوجه رنگی خوشگل واسم خرید که یکیش روز اول نمیدونم چی شده ولی باباییم میگه بردم خونه مامان جون ، نمیدونم اونجاهم ندیدمش که.............

بچه ها من از جوجم خیلی میترسم همش با مامان و بابام میرفتم پیشش و نگاش میکردم .

یه بار نصف شب از خواب پاشدم و گفتم بابایی جیک جیک ترس.واسه همین جوجمو بردن خونه مامان جون.منم هروقت میرم اونجا باهاش بازی میکنم

 

بچه ها دلم واسه همتون یه ذره شده،دوستون دارم.منتظر روی گل ماه همتون هستم

              


تاریخ : 08 فروردین 1393 - 15:22 | توسط : عمه جون | بازدید : 1307 | موضوع : وبلاگ | 35 نظر

گلچینی از سال 92

بوی جان می آید اینک از نفس های بهار

دستهای پر گل اند این شاخه ها ؛ بهر نثار

با پیام دلکش " نوروزتان پیروز باد "

با سرود تازه " هر روزتان نوروز باد "

شهر سرشار است از لبخند ؛ از گل ؛ از امید

تا جهان باقی ست این آئین جهان افروز باد

 

 گل همیشه بهارم: پری ناز

 

نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم.

دخترم سال 92 هم رو به اتمامه با تمام خوبیها و بدیها، که خداروشکر شادیها و خوبیهاش خیلی بیشتربود،اون یه کوچولو بدیهاشم به خاطر مریضیات بود دختر گلم.ولی خدارو صدهزار مرتبه شکر که با شادی داره سپری میشه ، امیدوارم این چندروز باقی مانده هم با شادی همراه باشه...........

حالا میخوام چندتا از عکسهایی که واسه من و بابایی کلی خاطره است بذارم..........

 

بهار 92

 

تابستان92

 

 


پاییز و زمستان 92


..............................................................................................................................................

مامان مامان اجازه بده خودم این قسمتشو بگم:

بچه ها رفته بودیم واسه خرید بادکنک دستم بود یه دفعه ای خورد به یه جایی و عمو جونم گفت پری ناز بادکنکت ترکید.منم از اون موقع هرکی ازم میپرسه بادکنکت چیشد؟ میگم: تکید

اگه یه چیزی بخوام که یه خورده دیرتر انجام بدن میگم: اِ  بابا

و سوم اینکه دقیق میدونم مغازه بابایی کجاست؟ دیشب که رفته بودیم دور بزنیم، بابایی به عمه جونا گفت میدونین پری ناز مغازه منو بلده؟ عمه جونا میدونستن من خیلی زرنگم ولی فکر نمیکردن دیگه مغازه بابامو بلد باشم، واسه همین از سر چهارراه ازم پرسیدن پری ناز مغازه بابایی کجاست ؟ از چهارراه تا مغازه باباییم بیشتراز 15 تا مغازست.همینکه به مغازه  بابا رسیدیم با انگشت اشارم مغازه رو نشون دادم وگفتم این

همینکه اینو گفتم عمه جونا پریدن رو سرمو کلی ماچم کردن و فشارم دادن و گفتن چه وروجکی تو........

 

راستی تا یادم نرفته پیشاپیش عیدو به همتون تبریک میگم و براتون سال خوبی رو ارزو میکنم.

                                         

 

   تا پست جدید تو سال جدید

 


تاریخ : 25 اسفند 1392 - 15:14 | توسط : عمه جون | بازدید : 1375 | موضوع : وبلاگ | 38 نظر